قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1029

تاريخ الفي ( فارسى )

بيرون آورده به جانب او انداخت كه : اين را بپوش . چون رومى ازار پوشيد نيفق « 1 » او به ترقوهء رومى رسيد . پس از روى انفعال سر خود را به پيش انداخت چون قيس را بر اين فعل ملامت كردند گفت : غرض من آن بود كه ايشان به جاى ازار من‌اند . بعد از آن معاويه كس فرستاد به طلب محمّد حنفيّه . چون آن جناب در مجلس درآمده حقيقت حال معلوم كردند فرمودند : اين جوان را يكى از دو كار اختيار بايد كرد . يا آنكه او بنشيند و من ايستاده دست يكديگر را گرفته زور كنيم . اگر او مرا بنشاند او قويتر باشد و اگر من او را برخيزانم وى قوّت نداشته يا عكس اين صورت يعنى من بنشينم و او بايستد . القصّه ، در هر دو صورت رومى مغلوب مطلق شده از روى انفعال سر در پيش انداخت . طايفهء كيسانيّه آن جناب را مهدى تصوّر كرده اعتقاد ندارند كه آن جناب وفات يافته . و گويند در جبل رضوى - كوهى است نزديك به مدينهء طيّبه - مختفى شده و رزّاق على الاطلاق آب و عسل در آن كوه به وى مىرساند . مدّت عمر آن‌جانب به روايت اكثر مورّخين خصوصا يافعى شصت و نه سال بود . فضائل و كمالات آن جناب نه چندان است كه احصاء آن توان كرد .

--> ( 1 ) . هر سه نسخه : منفق . نيفق : جاى بند شلوار . - و .